أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
388
قانون ( فارسى )
بقراط فرمايد : « كسانى كه زبان شكسته ( لثغ ) هستند اكثرا به فساد معده مبتلا مىشوند . منظور از كلمهء لثغ آن است كه شخص حرف ( ر ) را خوب تلفظ نمىكند . چنين اشخاصى رطوبت بر اندامان عصبى و معدهشان چيرگى يافته است و در اين چيرگى يافتن رطوبت بر اندامان عصبى و معده مغز شركت كرده است . يا آسيبى بر مغز و غيره وارد آمده است . چنين كسانى را بايد به نرمى اسهال داد » . هم او ( بقراط ) فرمايد : « كسى كه در جوانى غالبا شكمش نرم بود ، در پيرى شكمش قبض است . عكس آن نيز صحيح است يعنى اگر در ايام جوانى اكثرا شكمش قبض بوده در پيرى شكمش روان مىشود . و كسى كه در زمان جوانى هميشه شكمش روان بوده اگر اين شكم روانى در پيرى نيز ادامه يابد خوب نيست و با حالت شخص سازگارى ندارد » . هر نوع از اسهال كه در اثناى بيمارى سخت يكهو و ناخودآگاه پديد آيد دليل مرگ است ؛ زيرا نشان از آن دارد كه اخلاط موجود در بدن يكباره فاسد شدهاند . اگر كسى كه به اسهال مبتلا است - بويژه اگر اسهال زحير باشد - سكسكه كند . نشانهء بدحالى بيمار است ؛ زيرا سكسكه در اين حالت دليل بر خشكمزاجى پژمردهكننده است . اگر مبتلا به اسهال شكم كه از اثر حالت اسهالى ناتوان شده است ، از اثر غذا خوردن نبضش زياد نشد و نيرو نگرفت ، از معالجهاش دست بردار . چنين شخصى در چنين حالتى كمكم نبضش پايين مىآيد و به نبض كرمى و نبض مورچگى مىرسد كه هنوز زنده است ؛ بعدا شكمش قبض مىشود و نبضش نمىزند و سرانجام مىميرد . اين را نيز بدان ! كه براى كسى كه انواع حالت اسهالى دارد ، مثلا از مادهء مرارى ، مادهء كفآلود ، مادههاى اسهالى ناراحتكننده و اصراركننده اسهال شده است مشروط بر اينكه انسان را ناتوان نكرده باشد . كوشش مكن كه اسهال بند آيد . مبادا از اثر بند آوردن مادهء اسهالى در شكم بيماريهاى سخت يا ورمهاى پليد پديد آيد . « 1 » نشانيها گويند : اگر كسى در اثناى مبتلا شدن به تب صفرائى بولش سفيد باشد و عقلش خوب كار كند و سردرد نداشته باشد ، بايد منتظر پوستهاندازى رودهها بود كه اسهال از آن جهت روى مىآورد . فرق بين اسهالى كه از معده آيد و اسهالى كه از اثر نزلههاى مغزى روى مىدهد آن است كه اسهال معدهاى ترتيب و تنظيمى ندارد در وقت معين رخ نمىدهد . وقتى مىبينى شديد و گاهى سبك است . اسهال معدهاى برحسب طرز غذا و مراعات بيمار است . اگر نيروى هضمكننده در معده ناتوان باشد ، مادهء اسهالى بدون هضم شدن فرو ريزد .
--> ( 1 ) - آنچه نقل شد از قانون چاپ مصر بود . در قانون چاپ تهران دربارهء اسهالىهاى ويژهء معده اضافهاى هست كه ازاينقرار است : « اسهال كه از لغزش خوراك داخل معده است با اسهال لغزش خود معده فرقش اين است كه طعام كم هضم مىشود و هرگاه از معده پايين آمد در روده گير نمىكند و بيدرنگ به بيرون راه مىيابد .